تبلیغات
همه چیز در مورد همه چیز
انتخاب,وزیر,

.:. امروز :
   
 
آرشیو موضوعی
پیوندها
داستان ها و سخنان زیبا از بزرگان
حقیقت خاموش
هر چی بخوای می تونی بخری
بازی گانگستری مدگنگز
آکوردهای گیتار
بازی دریایی اکاریم
بازی جذاب تراوین
امكانات
ابر برچسب ها
نقشه قدیمی ایران , دانلود , شعار های جام جهانی 2010 , فایر فاکس 4 , هکر , هشت پا , معرفی کتاب , حسین پناهی , هک , دانلود نرم افزار ,

لینكدونی(پیوند های روزانه)


تبلیغات




انتخاب وزیر
موضوع مطلب : داستان  ،

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند...
چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید»...
پادشاه بیرون رفت و در را بست...

سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند.
نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود!
آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بیرون رفت!!!
و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته!
وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته و من نخست وزیرم را انتخاب کردم».
آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی کرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟»
مرد گفت: «مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین
سؤال و نکته ی اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟
نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛
هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».

پادشاه گفت: «آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد، می داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد».

ارسال شده توسط:کوروش عبدلی در یکشنبه 1389/03/2 | نظرات()
مطالب گذشته

انواع ویروس های موبایل
روبات قرمزی
آغاز سال تحصیلی
سریعترین خودروی جهان + عکس
وصیت نامه حسین پناهی
آموزش تبدیل صفحه لوگین ویندوز ایکس پی به ویندوز سون Windows 7 Login Screen For Windows XP
نرم افزار دسترسی به سیستم از را دور TeamViewer 5.0 Build 7418
نام كتاب: نمونه‌هایی از قصه‌های مردم ایران
هوشنگ گلشیری
نرم‌افزار «هشت‌پای پیشگو» عرضه شد!

آرشیو ماهانه
هفته سوم مهر 1389
هفته اول مهر 1389
هفته سوم مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته اول تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته سوم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته اول خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
نظر سنجی
+ نظر شما راجع به این وبلاگ چیست؟
-
-
-
-
-
-
-
-
-
آمار كلی وبلاگ
نویسندگان امیررضا شاه محمدی
کوروش عبدلی
رامبد نیکبخش

آمار وبلاگ بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید های این ماه :
بازدید های ماه قبل :
کل بازدید ها :
تعداد کل مطالب :

اطلاعات بیشتر
Pagerank
صفحات جانبی
تماس با ما, دانلود فایر فاکس,
تبلیغات
انتخاب,وزیر,